خدای "تو" و "یوسف" یکیست :: اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من


خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت
خواستند او رابفروشند که برده شود، پادشاه شد
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت
چرا که اراده ی خداوند بالاتر از هر اراده ای است
یوسف میدانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا حتی به سوی درهای بسته هم دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد، به دنبال درهای بسته برو
چون خدای “تو”و “یوسف” یکی ست

اقای رمانتیک ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۴۶ ۱۲ ۷ ۱۴۲

نظرات (۱۲)

  • *a. a*
    دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۱۹:۴۹
    متن خیلی قشنگیه:)
    مرسی...
  • Va hid
    دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۱۹:۵۲
    بله  خدا بزرگ است!!
  • N@f@s 2000
    دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۲۰:۰۲
    بی نظیییر بود ممنوون
  • mitra .mo
    دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۲۰:۱۲
    عالی مثل همیشه
  • Aramam .F
    دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۲۰:۲۲
    من و یوسف که یکی نیستیم...
    خوب بود.
    • author avatar
      اقای رمانتیک
      ۱۳ شهریور ۹۶، ۲۳:۰۳
      شما یکی نیستی اما خداتون که یکیه:)
      ممنون
  • رویا رویایی
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۰۲:۵۰
    خداىرمن و بوسف یکى ایست ولى آیا من بنده اى مثل یوسف بودم؟؟
    • author avatar
      اقای رمانتیک
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۶:۴۲
      حتی اگه هم نباشی مهربونیه و لطف خدا اونقدر زیاده که شامل حاله ماهم بشه

  • آرام :)
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۴:۴۰
    کاش  در ها باز بشه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان