تق.... :: اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من


تق، صدای شکستنش بود و سکوتی محض
صدای افتادنش در همان نقطه خط ادامه داشت ولی مداد دیگر ادامه نداد…
چون شکسته بود اما فقط برای چند لحظه
مداد سکوت را شکست و قد علم کرد و با کمک مدادتراش فریاد زد که من هستم و ادامه داد…
تا خود خود بی نهایت؛ زندگی ادامه دارد، با تمام شکستن هایش، گاهی دلت… گاهی غرورت… گاهی بغضت… و گاهی تمام وجودت میشکند…
اما بدان که همیشه یک مدادتراش هست که تیز کند امیدت را که تو را زیبا کند تا بایستی و بگویی که من هستم و ایستاده ام تا آخرین لحظه ی عمر، تا آخرین نفس

اقای رمانتیک ۱۷ مهر ۹۶ ، ۰۰:۵۷ ۸ ۴ ۱۳۳

نظرات (۸)

  • محمد سبحانی
    يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶ , ۱۰:۴۷
    من هیچگاه مداد نخواهم شد تا با هر صحفه کوتاه تر شوم و آنگاه زمان مرگم بگویند:به به مرحوم عجب چیزی دانست.بهتر است الگوتان را تغییر دهید
    • author avatar
      اقای رمانتیک
      ۱۷ مهر ۹۶، ۰۰:۵۳
      چه بخواهی چه نخواهی این دنیا تورو میتراشه تا از بین بری
      اگه میخوای از خودت چیزی جا نذاری و همینجور پوچ زندگی کنی حرفی نیس
  • آرام :)
    يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶ , ۱۲:۱۹
    چه غمناک ولی حس امید درس بود.
  • Hossein MK
    يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶ , ۱۲:۳۲
    بسیار عالی
    کلا منبع انرژی مثبت بیانی بنظرم :)
  • :) ⏳⌛
    يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶ , ۲۰:۲۷
    چقدر جالب و خوب
    پر از حس خوب :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان