تق....

تق، صدای شکستنش بود و سکوتی محض
صدای افتادنش در همان نقطه خط ادامه داشت ولی مداد دیگر ادامه نداد…
چون شکسته بود اما فقط برای چند لحظه
مداد سکوت را شکست و قد علم کرد و با کمک مدادتراش فریاد زد که من هستم و ادامه داد…
تا خود خود بی نهایت؛ زندگی ادامه دارد، با تمام شکستن هایش، گاهی دلت… گاهی غرورت… گاهی بغضت… و گاهی تمام وجودت میشکند…
اما بدان که همیشه یک مدادتراش هست که تیز کند امیدت را که تو را زیبا کند تا بایستی و بگویی که من هستم و ایستاده ام تا آخرین لحظه ی عمر، تا آخرین نفس

۴
محمد سبحانی
۱۶ مهر ۱۰:۴۷
من هیچگاه مداد نخواهم شد تا با هر صحفه کوتاه تر شوم و آنگاه زمان مرگم بگویند:به به مرحوم عجب چیزی دانست.بهتر است الگوتان را تغییر دهید
پاسخ :
چه بخواهی چه نخواهی این دنیا تورو میتراشه تا از بین بری
اگه میخوای از خودت چیزی جا نذاری و همینجور پوچ زندگی کنی حرفی نیس
آرام :)
۱۶ مهر ۱۲:۱۹
چه غمناک ولی حس امید درس بود.
پاسخ :
اوهوم
Hossein MK
۱۶ مهر ۱۲:۳۲
بسیار عالی
کلا منبع انرژی مثبت بیانی بنظرم :)
پاسخ :
ممنون
خخخ واقعا :)
علیـ ــر ضــا
۱۶ مهر ۱۵:۴۶
هعیییی 
دلمون حسابی گرفت
پاسخ :
الهی واسه چی
:) ⏳⌛
۱۶ مهر ۲۰:۲۷
چقدر جالب و خوب
پر از حس خوب :)
پاسخ :
ممنون:))
Va hid
۱۶ مهر ۲۲:۲۷
موفق باشید!!
پاسخ :
ممنون
سام نجفی نیا
۱۷ مهر ۱۰:۴۱
لایک
پاسخ :
ممنون
😂😘زهـــღـــرا 😊😍
۱۷ مهر ۱۵:۲۷
اومم امیدوار کننده بود :)
پاسخ :
ممنونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان