روزی جوانی از پدرش پرسید

ﺭﻭﺯﻱ ﺟﻮانی از پدرش ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺮاﻱ ﭘﻮﻝ
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﻣﻲ ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ؟
پدرش ﻗﻮﻃﻲ ﻛﺒﺮﻳﺘﻲ اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭاﻭﺭﺩ ﺳﻪ عدد ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ
و ﺩﻭ عدد ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮﻃﻲ ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ عدد ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ

ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰﻱ ﺩاشت
ﻻﻱ ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩ و ﮔﻔﺖ :
ﭼﻪ میدووونم!!😂😂

...

۷
حسانه ....
۳۱ ارديبهشت ۱۶:۵۶
سلام
خسته نباشید..
پاسخ :
سلام
شماهم خسته نباشید
masiha
۳۱ ارديبهشت ۱۶:۵۸
خیلی بی مزه بووووووددددد
پاسخ :
خخخ
بانو ...
۳۱ ارديبهشت ۱۷:۰۱
خب راست گفته 😁
پاسخ :
خخخخ اره
Tina Ahmadi
۳۱ ارديبهشت ۱۷:۲۲
:)
پاسخ :
:)
arya baradaran
۳۱ ارديبهشت ۱۷:۲۲
:) 
پاسخ :
:)
✣یگانـღـه✢ jb
۳۱ ارديبهشت ۱۷:۵۹
😐چه باحس خوندم اصلا باهاش رفتم توحالت خلسه یه دفعه کلا نابود شدم
پاسخ :
خخخخخخ درکتون میکنم
بهـ نام
۳۱ ارديبهشت ۱۸:۳۹
دهنت سرویس خخخخ
پاسخ :
دهنه خودت سرویس😂😂
علی زیرایی
۳۱ ارديبهشت ۱۹:۱۹
فوق العاده
پاسخ :
ممنانم:)
عرفان ...
۳۱ ارديبهشت ۲۱:۱۶
دنیای کامپیوتر:
(پند خوبی بود..)
پاسخ :
ممنان
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان