یک نفر تعریف میکرد

یک نفر تعریف میکرد؛
دختر چهار ساله ایی تو تاکسی کنار دستم نشسته بود و با لذت زیاد لواشک میخورد!
گفتم مگه نمیدونی لواشک واسه سلامتی ضرر داره ؟!چرا میخوری؟
یک نگاهی بهم کرد و گفت؛
پدر بزرگم خدا بیامرز 115 سال عمر کرد!
با تعجب پرسیدم؛
واسه اینکه لواشک می خورد...؟!
گفت؛نه!
چون سرش تو کار خودش بود...!
چنان قانع شدم که الان سه روزه با کسی حرف نزدم و دارم به عمق این قضیه فکر میکنم...!😑

@de_bekhand

۴
✣یگانـღـه✢ jb
۳۱ ارديبهشت ۲۲:۴۶
این چیزی نیست یکشنبه بود ورزش داشتیم رفتیم باشگاه که بدبختانه کلاس اولی ها اومده بودن

یه فحش هایی بلد بودن که من خجالت میکشم بگم نصفشونم تو عمرم نشنیده بودم  یه زبونی هشتاد متری بعد بگید دهه هشتادی ها دراکولان اخه دهه نودیا رو مگه نمی بینید:|:|
پاسخ :
خخخخ واقعا
خدایی داره هی وضع بدتر میشه
ft LALE
۳۱ ارديبهشت ۲۲:۴۸
😂😂
راس گفت 
پاسخ :
خخخخخ عجب زبونی داره خدایی
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۲۲:۵۳
عجب چیزی گفته :)))
پاسخ :
خخخخ اره واقعا:)
ما جــــــــღــــــدہツ
۳۱ ارديبهشت ۲۲:۵۶
من حرفی ندارم🤐
پاسخ :
خخخخخ حق داری
بانو ...
۳۱ ارديبهشت ۲۳:۱۸
😂😂😂
پاسخ :
😂
بانو ...
۳۱ ارديبهشت ۲۳:۲۲
از این به بعد سر همه به کار خودشون باشه 😂
بچه نیستن 
اژدها هستن 😂
پاسخ :
خخخخخ اره دقیقا
یه زبونی این بچه دارن😂😂
Niloo .hmd
۰۴ خرداد ۱۵:۰۰
وای من اینو ندیده بودم خخخخخ
پاسخ :
خخخخخ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان