:))))))اندر احوالات من :: اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من


چقدر خوب شد اومدم خونه..دقیقا ساعت دو صبح رسیدیم اندیمشک...بعد تاکسی هایی بهمون گیر میدادن بیا سوار شو میگفتیم اقا میان دنبالمون..بعد یکی دیگه وارد میشد میگف کجا میرین..گفتیم میان دنبالمون گفت میرین دزفول ...با عصبانیت گفتیم اقا میان دنبالمون..بعد از پشت سرش یکی دیگه اومد گف دزفول میرین

گفتم وای خدا دیگه تریجح دادم هیچی نگم و فقط بریم تا ماشین بیاد دنبالمون...بعد باهوای گرم دزفول روبه رو شدیم ...

و وقتی رسیدیم خونه خواهرم باصدا بلند گف کیه...گفتم منم اجیی بعد رف درو باز کرد

گف خدا خفت نکنه چرا نگفتی امروز میاین بعد دیگه اومدن بغلم کردن ..مامانم بغلم کرد گف اخیشش

چقدر دلم برا مامانم تنگ شده بود

داداش بزرگم که نذاشت بقیه بغلش کنن ولی به جاش اومدن منو بغل کردن خخخ

الان هم در اغوش خانواده هستم و با حال و هوای بهتری دل نوشته می نویسم:)

اقای رمانتیک ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۳۳ ۱۹ ۵ ۲۰۱

نظرات (۱۹)

  • وحیده پوربافرانی
    چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷ , ۱۳:۳۹
    البته منظورم دلچسب بود.....کیبوردمون معذرت میخواد :)
    • author avatar
      اقای رمانتیک
      ۹ خرداد ۹۷، ۱۳:۴۰
      خخخخ اشکالی نداره برا منم از این مشکلات پیش میاد:)
  • Va hid
    چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷ , ۱۳:۴۸
    خوش بگذره


  • حوا ...
    چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷ , ۱۳:۴۹
    خدا حفظشون کنه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان