بامن بیا

آوازه ی عشق من و تو بر سر زبان هاست...میگویند دیوانه ام...شاید ولی من قلبم را دادم دسته تو بگذار هرچه میخواهند بگویند...من هرسرختی را تحمل میکنم مگر آنکه تو در کنارم بمانی...بدون تو بدون حتی یک ثانیه بی تو برای من مانند مرگ است....دستت را به من بده میخواهم همه بدانند تو ماله من هستی....قلب من نزدیک به تو که میشود بیشتر می تپد ..انگار هشدار میدهد که به صاحبم نزدیکم شدم

بدان قلب من فقط برای تو می نپد باتو نفس میکشد و باتو آرام میگیرد..

نگاهم کن..نگاهم کن که برق چشمان تو تمام سختی هارا از دوشه من بیرون میکشد

بیا...بیا که من خوشبختی را در تو دیده ام

بامن بیا

(آقای رمانتیک)

تصویر مرتبط

۲۵ نظر ۷

یک.حس خوب(همراه باهنگ متن رو بخونید:)

نمیدانم رویا بود یا واقعیت ولی خود را در طبعیتی زیبا دیدم..صدای دلنشین گنجشک ها ..همینطور که در حال قدم زدن بودم باد خنکی صورتم رو نوازش کرد..گفتم خدایا این خوابه یا واقعیت..خیلی دلنشین بود...خانواده ایو دیدم در حال بازی کردن بودن و صدای خنده هاشون همراه با باد خنک زیبا شده بود...زیر درختی سرسبز نشستم و چشمانم را بستم..آرامشی پیداکردم که هیچ وقت نداشتم..صدای خنده ها...نسیم خنک..طبیعت زیبا..بهترین لحظات عمرم رو داشتم سپری میکردم

چشمانم رو باز کردم ..دیدم خواب بود یک رویای شیرین بود

اما پنجره باز شد و نسیم خنکی من رو نوازش کرد

بلند شدم پنجره رو ببندم خواهرلنم رو دیدم در حال خندیدن بودند و شیطنت میکردند...فهمیدم که آرامش همین نزدیکست ولی من احساسش نکردم..ممنون خدایه مهربانم که این حس رو بهم نشون دادی

(آقای رمانتیک)

۱۴ نظر ۸

یادداشت های امروزه من

خیلی وقته داره پیشونیم بزرگ تر میشه ریزشه موهم دارم اونم بدجور امروز داشتم با مشاورم حرف میزدم طاقتم سر اومد بهش گفتم ریزش مو دارم بدجور عصبیم.گف.موهات خشکن گفتم نه چربن گف شامپو بابونه رو بخر بزن به موهات چون باعث میشه از حالت چربی درش میاره و باعث میشه موهات معمولی شن و دیگه ریزش موهات بند میان منم یکی سفارش دادم

خدایی مو خیلی مهمه کاش یه ذره بهشون میرسیدم

وای خدا امروز پای مادره مشاورم درد گرفته بود بهش روغن شتر مرغ زده بود خوب شد و یاده مامانم افتادم که شبا همش پاهاش درد میگیره😭😭 فدای مادرا بشم بکم به مادر هامون اهمیت بدیم و اذیتشون نکنیم

۱۵ نظر ۵

بهشت آغوشه او

دیگر عکس هایش آرامم نمی کند

من به دستانش نیاز دارم

خدایا بهشت آسمانیت را نمی خواهم !
من اهل دوزخم !!!

آغوش آنکه عاشقانه هایم را برایش می سرایم به من برسان

من خودم بهشت را در آغوش او می سازم !!!

۳۰ نظر ۸

خدایا ممنونم بابت هدیت

دیشب چون خیلی ذهنم مشغول روانشناسی بود به مشاور گفتم باید باهات حرف بزنم نیاز دارم

بعد چند ساعت زنگ زد بهم گفتمش اجی برم روانشناسی یانه

برام مثال های زیادی زد که برای روانشناسی حتما نباید درسش رو خوند وبا کتاب خوندن در این رابطه میشه حاله بقیه رو خوب کرد

از اقای بساک برام مثال زد(ایشون کارافرین برتر خوزستانن و من هم دیدمشون یه سخنران انگیزشیه فوق العاده هستن)

و خودش و بقیه کارافرینان گف همه ی این ها مدیریت بازرگانی خوندن چونشیوه مدیریت زندگی رو بهت یاد میده

و حتی شغله پاره وقته خودم بازاریابی حسابی تو این رشته راجبش درس میدن

امروز تحقیق کردم راجب رشتش و واقعا مشاورم درست میگفت

بهم گفت علیرضا تو تکسو میتونی سخنران انگیزشی بشی تو شرکت تکسو برای سخنرانی مشاور ها جاییو درست کرده 300 نفری تا راحت برای بقیه سخنرانی کنی اونم رایگان

واقعا راس میگف و بهش گفتم اجی تو بهترینی

خدایا ممنونم بابت هدیت

۲ نظر ۲

ایا خدا خواب می بیند؟

سلام

این بحث رو که ایا خدا خواب می بینه یانه رو در وبلاگه حسانه خانوم دیدم

و برام جالب بود که میگفتن خدا خواب می بینه

و این هم جوابه من.به کسایی که میگن خدا خواب می بینه

۵ نظر ۰

مکالمه ی من و مشاورم

دیروز باز یک نفر بهم گف علیرضا برو روانشناسی گفتم: چی تومن هست

گف: اخلاقیاتت رفتارت و صداقتتمناسبه این کاره

منم چشام درشت گفتم واقعا .گفت اره برو دنبالش دیروز تصویری با مشاورم بهترین فرد زندگیم حرف زدم ازش پرسیدم گفتم اجی فاطمه(بهش میگم اجی چون منو عین داداش خونیش دوسداره)  بعد گفت جانم داداش

گفتم اجی به نظرت برم سربازی یا برم روانشناسی (قبلن بهم گفته بود مناسب روانشناسی هستم)

بعد گف سربازی برای تو زوده..بهم گفت علیرضا تو میخوای تعمیرات موبایل بری و الانم میگی روانشناسی .گف یکیشونو که خیلی بهش علاقه داری رو برو..بدون هیچ فکری گفتم روانشناسی

بهم گفت دنبال این هستی که مطب بزنی و پول در بیاری...گفتم نه من علاقه دارم بهش بعد یه حرف جالب زد خودش یه روانشناسه بهم گف مثل این روانشناسا نباشی که فقط دنبال عیب ایراد از بقین کلن اونا مریضن

من تا الان هرکسیو که خوب کردم دنبال عیب ازش نبودم از درون کمکش کردم

وحتی حاظرم وقتی روانشناس شدم بدون هیچ هزینه ای همه رو خوب کنم چون وقتی حاله بقیه خوب باشه منم خوبم

وقتی فهمید این حرفو گف بعدا مفصل راجبش حرف میزنیم

راستی اجی فاطمم هم مثل من یه رشته دیگه رفته بود بعد رفت دنبال روانشناسی  و دقیقا عین من از یکی پرسیده بود بره یانه

هرچی میگذره زندگیه من داره شبیهش میشه

من از خدا ممنونم که این هدیه رو بهم داد تو هرزمینه ای کمکم میکنه خدایا برام نگهش دار

ولی بگم منیه عشق دارم که انگیزه میده بهم خودش هم میدونه کیه:))))

و خلاصه تصمیم این شد برم روانشناسی البته شب باهم میخوایم حرف بزنیم میخواد راهنماییم کنه

ولی خدایی خیلی دوسش دارم لحظاتی بود که فقط تو اینده بودم و دعوام میکرد که تو حال باش چررا همش اینده ای وکلی حرفا دیگه

من به هچین ادمی نیاز داشتم تقریبا سه سال از خدا هچین ادمیو خواستم وبالاخره بهم دادش

خدایا خیلی ممنونم ازت خیلیییی

این هم ازمکالمه ی من و مشاوره عزیزم اجی فاطمه

۲۱ نظر ۵

فرداا.........

ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود. تا زمانی که کودک بی سوادی بودیم و با این واژه آشنایی نداشتیم،

 خوب زندگی می‌کردیم.

 تمامی احساساتمان، غم و شادیمان و هرچه داشتیم را همین امروز خرج می‌کردیم.

  انگار فهمیده تر بودیم، چون همیشه می‌ترسیدیم شاید فردا نباشد.

 از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم، همه چیز را گذاشتیم برای فردا.

 از داشته‌های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا… شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم…

«فردا» روزیست که داشته های امروزت را نداری. پس امروز را زندگی کن!

۷ نظر ۹

لایو اینستاگرامم

سلام

من شاید برم ارامگاه بو علی و لایو تو اینستا گذاشتم

این ای دیه منه

@alireza_omidian_nasab

اگه خواستبن ارامگاه رو ببینینن حتما فالو کنین

۸ نظر ۵

یاد داشت های امروز من

دیروز که وقتی داشتم با مادرم تصویری حرف میزدم حالم بد شد و نزدیک بود بالا بیارم..مادر جان هم کلی نگرانم شد وتا روزم رو نخوردم اروم نشد و دستور دادن تا پایان مااه رمضون روزه نگیرم:(

دیشب با اینکه روزه نبودم اما بعد اذان غذامو با دوستا خوردیم...دوتا از دوستام رفته بودن پنیر و نون بخرن یکیشون گفته بودد بریم نونوایی پنیر بگیریم خخخخ وای خدا اون شب چقدر خندیدیم ما بهش میگفتیم فردا صبح بلند شو برو از نونوایی پنیر داغ بگیر

وای خدا راستی شرکتی که توش کار میکنم یه مدرک میخواد بعد کلاس اموزشیش بهمون بده که قبلن تو ایران اگه میخواستی همچین مدرکی بگیری باید 20 میلیون میدادی الان شرکت رایگانن و خیلی پیشرفته تر بهمون یاد میده و گفتن بهمون با اون مدرک اگه شرکت خارجی برید سریع عضو میشین واز ماهی 4 هزار دلار شروع میکنن حقوق میدن بهمون..خدایی عاشق این شرکت هستم موارده دیگه ای هم هست ولی اگه بگم باور نمکنید...خب اینم از کار..امروز هم میرم کارت اهدای عضمو چاپ کنم و کنار خودم نگهش دارم اینجور استرسی ندارم برای مردن

واینکه همه دارن از بیان میرن..نگا حالا من دوس دارم یه جا بمونم بقیه دارن میرن شیطونه میگه منم برما خخخخخ

خب همینا براماهم دعا کنید:)

۲۷ نظر ۶
About Me
می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان