اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من


من هستم و زیبایی تو.....نمیدانم چرا هرچه نویسم به تو ختم میشود..مگر هست عشقی زمینی به این زیبایی....قلبم هر لحظه با هربار تپیدن نام تورا صدا میزند....رمانتیک هستم چون قلب من احساساتی هست و با هر نوشته اشک میریزم....نه به خاطر غصه نیست

به خاطر بودن باتوست...

خواب دیدم..خندان بلند شدم به هرکس میگفتم خوابی شیرین دیده ام تصویر دیگری در ذهن داشت

ولی رویای شیرینه من تو هستی...چه چیزی با ارزش تر از بودن باتو

زیر گرمای آرام بخش آفتاب و سرسبزی زیبای درختان حس خوبی دارم

طبیعنت تنهاست و من هم تنها

طبیعت مانند خداست...ولی هروقت به آنجا میروی آرام میشوم.......میدانی میخواهم چه بگویم

توکه بامن باشی هر لحظه باتو را انگار در بهشتم

تاتو بهشت منی...نیازی به بهشت دیگر نیس

دریافت

نتیجه تصویری برای عکس رمانتیک پسرانه


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۸ ۱۵ ۷ ۲۲۶

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۸ ۱۵ ۷ ۲۲۶


سلام

خوبین...طاعات و عبادات قبول

اول به یه چیزی بگم بخندین

تو جمع خانوادگی نشسته بودیم..ومن داشتن راجب آشپزی کردن من حرف میزدن که علی یه مرد و آشپزی بلده و دختر خالم که میخواست شیرین زبون بازی در بیاره اومد گف علی از یه هنرش ده تا انگشت میباره خخخخ وای خدا مردیم از خنده

.

.

.

راستی خیلی وبلاگ نویسا شخصیت خودشونه حفظ نمیکنن ....میان حرفاییو میزنن به من که واقعا جلو خودمو میگیرم بهشون توهین نکنم

تو بعضی از وبلاگ های دیگه هم دیدم که خیلی به خودشون اجازه دادن تا هرچی میخوان به طرفشون بگن

البته فکر نکنین منظورم حوا خانومه حوا خانوم خیل خوب منو راهنمایی میکنن:)

منظورم اون هایی هست که توهین میکنن ..یکی برای اینکه دنبالش نمیکنی نظر نمیذاری براش

بعضی مواقع اومدن نظر دادن به من نوشته...ده بیا دنبال کن دیگه

نمیدونم مسابقس زورکیه چیه..خوهرکس بخواد دنبالت میکنه مگه زوره

خدایی یه ذره ر اخلاقمون کار کنیم...تو این دوره زمونه هم  همه حرفاخودشون رو صحیح میدونن و حفه هیچ کس رو قبول نمیکنن

کلن همه یه مرجع تقلیدن برا خودشون البته بعضیا :))))

اخیش حرفه دلمو زدم اروم شدم:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۷ ۱۴ ۴ ۱۳۵

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۷ ۱۴ ۴ ۱۳۵


من دیوانه ام...دیوانه آن چشمان زیبایت......من در باران قدم میزنم تا تورا بجویم..امروز باران با دل من ست کرد

خوشحالم که تورا دارم..هرچه قلم به دست میگیرم نام تو...حس بودن در کنار تو مانع از آن میشود تا من جز عاشقی چیز دیگری نویسم

گریه ی من از تلخی روزگار نیست...گریه ی من از رنج نیست

اشک های من با یاده تو سرازیر میشوند....گریه میکنم چون تورا دارم...چون دستانم جز تو کسی را نمیشناسد

اگر بدانی که چشمانم غرق در اشک است...چه کنم دوستت دارم

در باران قدم میزنم

تا بهانه ای شود برای گریه های من تا کسی اشک من را نبیند

تمام احساساتم تورا فریاد میزنند

من دوستت دارم

دریافت

(آقای رمانتیک)

عکس عاشقانه,عکس عاشقانه پسرانه


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۵ ۲۷ ۷ ۲۸۲

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۵ ۲۷ ۷ ۲۸۲


خدایه من واقعا مهربانست

میگوین شب ها که از خواب میپری و می بینی شب هست خدا تورو از خواب بیدار کرده تا با او سخن بگویی

ولی ما باز میخوابیم و خدایه خود رو تنها میگذاریم...برای نماز نخواندنه مان بهانه ها میاریم ...میگن فایده ای نداره....اگه نماز خوندن نبود هیچ وقت به سراغ خدایت نمیرفتی..هیچ وقت نمیرفتی تا با اوم سخن بگویی.....ما انسان ها در مواقع مشکلات خدارو حس میکنیم

این یه حقیقته....به خودومن بیایم...باز خدا فرصتی بهمون داده تا ببخشمون...

از این فرصت درست استفاده کنین...زمانه مرگه هیچ کس معلوم نیست پس جوری زندگی کن که انگار فردا اخرین روزته

اگه مردم جهان باور داشتن میمردن دنیا بهشت میشد

یادتون نره برامون دعا کنید

:)التماس دعا

نمیدونم چرا دل نوشته ای تو ذهنم نیومد..میترسم از دل نوشته های عاشقونم زده شین:)برای همین سعی میکنم کم بنویسم

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۴ ۱۴ ۵ ۱۳۳

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۴ ۱۴ ۵ ۱۳۳


سلام

باز هم داغون تر از قبل شدم

دنبالچم چند هفتس درد گرفته و اصلا نمیتونم روش بشینم

برا همین مجبورم بمونم خونه😭😭

لطفا تو این شبا منو یادتون نره و دعاکنین برامون


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۳ ۱۹ ۴ ۱۳۸

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۳ ۱۹ ۴ ۱۳۸


به آفتاب نگاه میکنم..گاهی لذت بخش است و گاهی از دیدن آن فرار میکنیم

نه خیلی گرم باش و نه خیلی سرد

مرطوب باش مانند بغل مادر...مانند دست پدر

چه واژه ی دلنشینیست عشق...باهم ..دست در دستانه هم راه میرویم...چه لحظه ی خوبی چه حسه خوبی

زندگی همین است ساده اش بگیر تا خوشبخت ترین فرد در دنیا شوی....شادی کنار توست به عینک نیازی نیست

فقط حسش کن ..حسش که کنی خوشبختی همیشه همراهت خواهد بود

خوشبختی گاه در لبخند مادر است و گاه در دستان پدر

می بینی چقدر خوشبختی ساده است .... پس به جای از دست آن .... درست سپری کن زمانت را

......

بیا دستت را به من ده که تو حقیقته رویایه منی

دریافت


تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۶ ۵ ۱۷۱

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۶ ۵ ۱۷۱


من در تو غرق شده ام...باتوکه هستم خودم را از یاد میبرم..خنده های تو...نجوای شیرین تو اشک را در چشمانم جمع میکند...من باتو آرام میشوم بانویه من..عشق زمینیه من....در وجوده من تنهایی نیست در وجوده من تو هستی

تا تو هستی تنهایی چه معنایی داد..تا در کنار توام غم سراغم نمی آید....زمانی که دستت در دتسانم باشد..زمانی که تو درکنارم باشی..با بزرگ ترین مشکلات رو به رو خواهم شد...من یک تیکه گاه امن دارم ..یک تکیه گاهی که هیچ وقت شکسته نمیشود..

باتو میتوانم با آرامش پرواز کنم..

تو همان فردایی هستی که منتظرش بودم..همانکه نور امید من بود و به من انگیزه میداد

دستت را به من ده...دستت را به من ده تا آرامشی جویم برای ادامه زندگیم

تورا دوست دارم...تو همان معنی خوشبختی هستی

که فقط باتو معنا میشود

(آقای رمانتیک)

دریافت

نتیجه تصویری برای عکس رویایی عاشقانه


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۸ ۵ ۱۵۲

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۸ ۵ ۱۵۲


چشمانم را باز که کردم خودم را کنارت دیدم...خواب بود..کنارت دراز کشیدم و نگاه صورتت کردم...لبخندی زدی و غصه های من ریخت

لبخندی از شوق خنده های تو بر لبانم آمد ...دستت را گرفتم و توهم دستم را محکم گرفتی...نمیدانم چه در خوابت میدیدی ولی آنچه در واقعیت برای من اتفاق افتاد شیرین ترین لحظه ی زندگیه من بود...تو رویا ببینو من خنده های تورا

نمیدانی چه لذت بخش است دیدن تو و بودن باتو....بخواب و لبخند بزن که جهانه من پر از نشاط و خوشبختی شده است...دنیای شیرینم را مدیون توام...

با دستانم صورتش را لمس کردم ..لخندش شیرین تر شد و چشمانش را باز کرد و مرا دید که کنارش دراز کشیده ام

دستم را گرفت و برروی صورتش گذاشت و گف دوستت دارم

آن لحظه حسی بسیار عالی داشتم ..دوستت دارم دلیل خوشبختیه من:)

(آقای رمانتیک:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۰ ۲۰ ۶ ۲۹۲

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۰ ۲۰ ۶ ۲۹۲


چقدر خوب شد اومدم خونه..دقیقا ساعت دو صبح رسیدیم اندیمشک...بعد تاکسی هایی بهمون گیر میدادن بیا سوار شو میگفتیم اقا میان دنبالمون..بعد یکی دیگه وارد میشد میگف کجا میرین..گفتیم میان دنبالمون گفت میرین دزفول ...با عصبانیت گفتیم اقا میان دنبالمون..بعد از پشت سرش یکی دیگه اومد گف دزفول میرین

گفتم وای خدا دیگه تریجح دادم هیچی نگم و فقط بریم تا ماشین بیاد دنبالمون...بعد باهوای گرم دزفول روبه رو شدیم ...

و وقتی رسیدیم خونه خواهرم باصدا بلند گف کیه...گفتم منم اجیی بعد رف درو باز کرد

گف خدا خفت نکنه چرا نگفتی امروز میاین بعد دیگه اومدن بغلم کردن ..مامانم بغلم کرد گف اخیشش

چقدر دلم برا مامانم تنگ شده بود

داداش بزرگم که نذاشت بقیه بغلش کنن ولی به جاش اومدن منو بغل کردن خخخ

الان هم در اغوش خانواده هستم و با حال و هوای بهتری دل نوشته می نویسم:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۰۹ ۱۹ ۵ ۱۸۷

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۰۹ ۱۹ ۵ ۱۸۷


هدف مانند سایه است به سختی میشود پیدایش مگر انکه نوری در کار باشد تاوقتی برا خودمان تاریکی می آوریم سایه را نخواهیم دید

با دیدی مثب به زندگی نگاه کن نه منفی...فکرهای منفیه تو مانند سایه است و مانع دیدن هدف میشود..ممکن است نور ناپدید شود ولی تو مبارزه کن تا نور امیدت بازگردد....تنها به خودت قول ده که موفق خواهی شد..چون فقط تو هستی که بعذ از رسیدن به هدفت سرشار از شادی خواهی شد

پس بجنگ تو جانشین خدایی تسلیم مشو که قافله را باخته ای

(اقای رمانتیک:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۰۸ ۸ ۵ ۱۳۶

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۰۸ ۸ ۵ ۱۳۶


۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... ۳۱ ۳۲ ۳۳

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان