بایگانی شهریور ۱۳۹۶ :: اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من


۲۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

سلام

تو اولین پستام اینقدر شوق و ذوق داشتم

که به همه ی وبا سر میزدم 

تا دنبال کننده جذب کنم

از وقتم میذاشتم متن انرژی مثبت پیدا میکردم

یا می نوشتم تا بقیه انرژی بگیرن

اینقدر نوشتم که خودم الان خسته شدم

یه چیزی میگه حذف کن وبو

یه چیزی میگه حذفش نکن نگهش دار

منم انرژی لازم دارم باید انرژیم کامل شه

چند روزیه سردرگمم هی با خودم کلنجار میرم

که آیندم چی میشه خوب میشه یابد

میتونم خانواده تشکیل بدم یانه

اصلا تاکی زندم

میدونم خداهس باید توکل کرد

برام دعاکنین از این آشفتگی خلاص شم

نمیخوام قول الکی بدین که دعا میکنین برام

سر نمازاتون دعا کنین ارزوهام براورده شده

من محتاجم به دعاتون:)

شبتون خدایی

یاعلی


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۳۰ ۶ ۴ ۸۹

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۳۰ ۶ ۴ ۸۹


در حیرتم از خلقت آب
اگر با درخت همنشین شود آن را شکوفا میکند
اگر با آتش تماس بگیرد آنرا خاموش میکند
اگر با ناپاکی ها برخورد کند آنرا تمیز میکند
اگر با آرد هم آغوش شود آنرا آماده طبخ میکند
اگر با خورشید متفق شود رنگین کمان ایجاد میشود
ولی اگر تنها بماند رفته رفته گندآب میگردد
دل ما نیز بسان آب است؛ وقتی با دیگران است زنده و تاثیرپذیر است و در تنهایی مرده و گرفته
پس بیاییم با با هم بودن دلهایمان را زنده و سرحال نگهداریم


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۸ ۱۴ ۶ ۱۵۷

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۸ ۱۴ ۶ ۱۵۷


سلام

امروز رسیدم خونه و از مشهد برگشتم:((

خیلی ممنون که سراغ بنده رو گرفتین

از بس پیام دادین و.جویای حالم شدین روم.نمیشه حرف بزنم

واقعا ممنون.و تشکر میکنم ازتون

خستگیم که در بره به همه سر میزنم


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۸ ۷ ۴ ۱۱۳

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۸ ۷ ۴ ۱۱۳


یه سنگ انداختم تو دریا
جالب بود اصلا به روی خودش نیاورد که سنگی به سمتش پرتاب شده
یاد خودم افتادم که چه زود با یه حرف یا رفتار کوچیک ناراحت میشم
از اون روز یادم موند که آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق، بزرگترین مشکلات رو هم در خودش غرق میکنه، نه اینکه خودش غرق مشکلات بشه
خدایا
دل های ما را تو دریایی کن


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۰ ۱۰ ۵ ۱۴۷

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۰ ۱۰ ۵ ۱۴۷


سلام دوستان:)))))

من الان مشهدم برا همتونم دعا کردم

اما واقعا دلم نمیخواست به زور دستمو

بزنم به ظریح اما خوب زدم و دعامو کردم و اومدم اینور

اما واقعا خوش میگذره با دوستام

خوبین خوشین:))))

بدون مطالب بنده خوش میگذره خخخ

الان یه مطلب پر انرژی اماده میکنم و اگه باز وقت داشتم باز میذارم

یاعلی


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۰ ۴ ۲ ۸۴

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۲۰ ۴ ۲ ۸۴


سلام دوستان گلم

من دارم میرم 

اگه رسیدم تو این چند روز حتما مطلب میذارم 

اگه نشدهم که نمیشه دیگه

اینو گفتم که کسی ناراحت نشه که چرا

براش نظر ندادم

شاید طول بکشه برگردم اما برمیگردم:)))

چون وب و. وبلاگ نویسا رو دوس دارم:)))))

قطع دنبال نکنین هااااا

خدانگهدارتون

یاعلی:)


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۸ ۱۰ ۱ ۱۲۵

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۸ ۱۰ ۱ ۱۲۵


بزرگی گفت : وابسته به خدا شوید
پرسیدم : چه جوری ؟
گفت : چه جوری وابسته به یه نفر میشی ؟
گفتم : وقتی زیاد باهاش حرف می زنم
زیاد میرم و میام
گفت : آفرین
زیاد با خدا حرف بزن
زیاد با خدا رفت و آمد کن
بزرگی میگفت : وقتی دلت با خداست
بگذار هرکس میخواهد دلت را بشکند
وقتی توکلت با خداست
بگذار هر چقدر میخواهند با تو بی انصافی کنند
وقتی امیدت با خداست
بگذار هر چقدر میخواهند نا امیدت کنند
وقتی یارت خداست
بگذار هرچقدر میخواهند نارفیق شوند
همیشه با خدا بمان
چترِ پروردگار، بزرگترین چترِ دنیاست


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۷ ۳ ۳ ۱۰۳

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۷ ۳ ۳ ۱۰۳


اغلب وقتی امیدت را از دست می دهی و فکر می کنی که این آخر خط است
خدا از بالا به تو لبخند می زند و می گوید:
آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچ است نه پایان…
.
.
قصد این بود که روزی به هدایت برسیم
دیده از خاک بشوییم و به غایت برسیم
قصد این بود که در کسوتِ این شیدایی
لااقل بر صفتِ خوبِ کفایت برسیم
کاشف آمد که نه ما واصل و نه عمرِ خفیف
ندهد رخصت این تا به عنایت برسیم
گله بگذار که بس فرصتمان کوتاهست
کاش میشد ز همین نکته به آیت برسیم
که زمان جاری و جان راهیِ این پایان هاست
شاید از راهِ فنا تا به نهایت برسیم
“شراره رضوی”
.


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۶ ۱۲ ۳ ۱۳۲

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۶ ۱۲ ۳ ۱۳۲


بارالها
از کوی تو بیرون نشود پای خیالم
نکند فرق به حالم
چه برانی، چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۶ ۶ ۳ ۹۱

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۶ ۶ ۳ ۹۱


حال خوش یعنی چه؟
از خودم پرسیدم و دلم پر شد از آواز بهار
زندگی مال من است
من خدا را دارم
عشق را می فهمم
خوشی خاطره در حس من است
حال خوب این نفس رفته و بر آمده است
این نگاهی که در آئینه و آب
روشنی های ترا می بیند
و به پایان شب ایمان دارد
حال خوش یعنی من، به کسی مینازم
که در آغوش و نوازش هایش
جا برای همه هست
من خدا را دارم
و دلم روشن از امیدِ شکفتن هایی است
که به اندوه خزان می تابد
حال خوش یعنی تو
زندگی، دوست، نگاه، شعر
و یک پنجره بارانی
که خدا می بارد
باورِ اینکه در این جای شلوغ
در هیاهوی نفسگیر زمین
دست من دست خداست
حال خوش یعنی این


اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۵ ۱۲ ۶ ۲۱۶

اقای رمانتیک ۹۶-۶-۱۵ ۱۲ ۶ ۲۱۶


۱ ۲ ۳

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان