بایگانی تیر ۱۳۹۷ :: اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من


۱۷ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

سلام

خب ادرس رو پلیس نگفته بود و راحت هم دستگیرش میکنن

خب واقعا توقع نداشتم چقدر سریع همه گفتن 

البته اسون بود و فکر کردم چون اسونه کسی متوجه نشه

خب اینم افرادی که درست گفتن

استاد بزرگ

خانوم چفت

مریم خانوم

دنیای کامپیوتر

دختری از جنس باد

حسانه خانوم

...

خب به نظرتون باز معما بذارم؟؟؟؟؟

البته سختش ور میذارم


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۷ ۵ ۶ ۴۵

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۷ ۵ ۶ ۴۵


سلام

یک معما برای فعال کردن ذهن هاتون

اگه کسی جواب درست رو گفت شب آدرس وبلاگشو رو میذارم

اگه نه فردا خودم جواب رو میگم

و اینکه تو گوگل سرچ نکنید جون اینجور حل کردن ها به هیچ دردی نمیخوره

خب اینم معما

..

....

........

مردی همسرش را بدون آنکه کسی او را ببیند 

با چاقویی در ماشین خود به قتل میرساند

او بدون آنکه اثر انگشتی به جای بگذارد

زن را آنجا رها کرده و چاقو را به ته دره پرتاب می نماید

مرد به خانه بر میگردد: ساعاتی بعد او تلفنی از پلیس دریافت میکند

که همسر او به قتل رسیده است و او باید به محل حادثه بیاید

وقتی او به آنجا میرسد پلیس بلافاصله او را دستگیر میکند

پلیس از کجا فهمید که مرد قاتل همسرش می باشد؟


کاش میشد

تمام حرف های دنیا را 

از زبان تو میشندیم !

تمام عاشقانه های دنیا را

در تو می دیدم !

همه جملاتت قشنگ است !

بیا تا که با تمام وجودم

تورا در بغلم بگیرم

متن عاشقانه و جالب


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۵ ۱۶ ۷ ۱۱۳

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۵ ۱۶ ۷ ۱۱۳


خاطره ها

هیچ وقت پاک نمیشوند

شاید کم رنگ بشوند

اما پاک نمی شوند

گوشه ای گم میشوند

گوشه ای

از ذهنت را میگیرند

ناگهان

یک روز..یک جا

وسط خنده های مستانه

تو را

به فکر فرو می برند


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۳ ۱۰ ۹ ۱۰۸

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۳ ۱۰ ۹ ۱۰۸


 بازو های تان را نمی خواهم

شانه هایتان را نمی خواهم

من خودم را دارم

شما خودتان را دارید

بگذاریم همه چیز همین طور بماند

من در خانه ای قدیمی زندگی میکنم

جایی که هیچ چیز فریاد پیروزی سر نمی دهد

و تاریخ نمی خواند

جایی که هیچ چیز گلی نمی کارد

گاهی ساعتم میافتد پایین

گاهی خورشید من به تانک آتش گرفته ای می ماند

من ارتش هایتان را

نمی خواهم

یا

بوسه تان را

یا

مرگ تان را

من خودم 

آنها را دارم

دستهایم بازو دارند

بازوهایم شانه

شانه هایم مرا

من خودم را دارم

شما زمانی مرا دارید که مرا ببینید

ولی من دوست ندارم که ببینید

چشم در سر دارم

و می توانم راه بروم

و نمی خواهم پرسشهای تان را پاسخ بدهم

نمی خواهم سرگرم تان کنم

نمی خواهم که سرگرمم کنید

یا ناخوشم کنید

یا سخنی بگویید

نمی خواهم دوست تان بدارم

نمی خواهم نجات تان بدهم

بازو هایتان را نمی خواهم

شانه هایتان را نمی خواهم

من خودم را دارم

شما خودتان را دارید

بگذاریم همه چیز همین طور بماند

چارلز بوکوفسکی


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۲ ۱۱ ۶ ۱۰۴

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۲ ۱۱ ۶ ۱۰۴


سلام 

آقا میاین بریم به درک

شهری در سیسات و بلوچستان

آقا ادب رعایت شود خخخخخ

خو یه شهر معرفی کردم مگه بده

www.afracamp.ir-darak-32


سلام

در کنار دل نوشته هام مطالب رواشناسی ویاد گیری زندگی میذارم

امیدوارم استفاده کنید

.

.

ممکنه فراموش کنید که نوجونی چه چیزهایی به ما یاد داده، اما احتمالا ویژگی “صبر کردن” رو در جرو بحث کردن های دوستانه و یا کلنجار رفتن با جوش های زشت نوجونی یاد گرفته باشیم،

درست نمی گم؟ به غیر از اون برای رسیدن به یک زندگی شاد، نیاز هست که به اندازه کافی فرد بالغی شده باشیم و اون هم تنها زمانی اتفاق می افته که یاد بگیریم در شرایط سخت چطور رفتار کنیم. شما در اوایل دهه دوم زندگی تون قرار دارید و ممکنه به نظرتون برسه که زندگی پر از سختی ها و دشواری هاست، اما در اینجا درس هایی رو براتون می گم که می تونید با یاد گرفتن اون ها و با گذر زمان اوضاع رو سر و سامون بدید و مدیریت کنید.


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۸ ۳ ۵۹

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۸ ۳ ۵۹


اصلا دوس نداشتم بمونم

ولی حرفای حنانه و ماجده 

و آرام که خیلی بامن و زهرا حرف زد تا بمونیم واقعا هم راس گفتن به حرفای بقیه نباید اهمیت داد

نمیدونم چرا دارم میمونم تکلیفم با خودم معلوم نی اما من اون درختیم که یکی با تبر داره از پا درش میاره

و فقط یه نخ باقی مونده تا بیفتم

پس یه اتفاق بد دیگه بیفته چه برای من و چه برای زهرا

دیگه از وبلاگو آدم هاش برا همیشه فاصله میگیرم

از حنانه هم ممنون که همیشه موقع رفتنم عصبی شده و اصلا باهام حرف نزده بجز 20 دقیقه که فقط تهدید بود و همونا باعث شد بمونم

ولی بعد اون نه پیامی نه پیغامی هیچی به قول خودش دست خوش داری

خوب دیگه باید مارو تحمل کنید

فعلا یاعلی


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۱۱ ۵ ۱۱۰

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۱۱ ۵ ۱۱۰


به آموختن چون فروتن شوی

سخن های دانندگان بشنوی

مگوی آن سخن ، کاندر آن سود نیست

کز آن آتشت بهره جز دود نیست


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۸ ۸ ۱۳۹

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۸ ۸ ۱۳۹


سلام

چقدر اتفاق داره میفته تو بیان...بانو داره از بیان میاره به خاطر توهین...منم میخواستم برم به خاطر توهین و خیلی های دیگه

...یادمه یکی بهم گفت به بهرنگ یه فرصت بدیم درست میشه همه چی ولی  داره بدترمیشه و بقیه دارن میرن...درسته شوخی خوبه خنده خوبه ولی نه زیادش نه اینکه با شوخی هر حرفیو زد...واقعا بیان داره عوض میشع این سه سال که بیان بودم اینجوری نبوده و داره روز به روز بدترمیشه

..بد نیست یه تکونی به بیان بدیم یکم اخلاق رو درست کنیم..شعار نمیدما چون بلد نیستم ولی شوخی داره بد میشه پیامبر اسلام میگه هیچ وقت با کسی شوخی نکنید شاید باعث دلخوری بشه ...شوخی خوب نیست.....و اینکه بانو نرو سر یه موضوع فرار نکن بمون و  تا نشون بدی قوی هستی

بیان داره از صمیمتش کم میشه .... داره بد میشه و کسانی دارن بدش میکنند هرچی من حس خوب به بقیه بدم ولی باز همه چی بهم میریزه

خداکنه وضع از این بدتر نشه و باز همون وضع گذشته بشه تا حاله هممون خوب بشه


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۵ ۷ ۱۶۵

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۵ ۷ ۱۶۵


۱ ۲

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان