اقای رمانتیک تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل نوشته ها و متن هایه من



مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.


ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی  بود و نمی دانستم.


#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_الساعه


این طرح با مشارکت خانم فرشته ی بی بال هست


 هرکس میتونه برای سلامتی اقامون که این همه قرنه تنهاس و برای گناهای ما آمرزش میطلبه از خدا و فقط منتظر 313 نفر هست

هرچقدر میتونین صلوات بفرستین هم برا سلامتی و هم برای ظهورشون

به ازای هر صلوات یه لایک بکنید




اقای رمانتیک ۹۶-۱۱-۱۳ ۲۳ ۴۰ ۴۶۰

اقای رمانتیک ۹۶-۱۱-۱۳ ۲۳ ۴۰ ۴۶۰


سلام

خب ادرس رو پلیس نگفته بود و راحت هم دستگیرش میکنن

خب واقعا توقع نداشتم چقدر سریع همه گفتن 

البته اسون بود و فکر کردم چون اسونه کسی متوجه نشه

خب اینم افرادی که درست گفتن

استاد بزرگ

خانوم چفت

مریم خانوم

دنیای کامپیوتر

دختری از جنس باد

حسانه خانوم

...

خب به نظرتون باز معما بذارم؟؟؟؟؟

البته سختش ور میذارم


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۷ ۵ ۶ ۴۵

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۷ ۵ ۶ ۴۵


سلام

یک معما برای فعال کردن ذهن هاتون

اگه کسی جواب درست رو گفت شب آدرس وبلاگشو رو میذارم

اگه نه فردا خودم جواب رو میگم

و اینکه تو گوگل سرچ نکنید جون اینجور حل کردن ها به هیچ دردی نمیخوره

خب اینم معما

..

....

........

مردی همسرش را بدون آنکه کسی او را ببیند 

با چاقویی در ماشین خود به قتل میرساند

او بدون آنکه اثر انگشتی به جای بگذارد

زن را آنجا رها کرده و چاقو را به ته دره پرتاب می نماید

مرد به خانه بر میگردد: ساعاتی بعد او تلفنی از پلیس دریافت میکند

که همسر او به قتل رسیده است و او باید به محل حادثه بیاید

وقتی او به آنجا میرسد پلیس بلافاصله او را دستگیر میکند

پلیس از کجا فهمید که مرد قاتل همسرش می باشد؟


کاش میشد

تمام حرف های دنیا را 

از زبان تو میشندیم !

تمام عاشقانه های دنیا را

در تو می دیدم !

همه جملاتت قشنگ است !

بیا تا که با تمام وجودم

تورا در بغلم بگیرم

متن عاشقانه و جالب


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۵ ۱۶ ۷ ۱۱۳

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۵ ۱۶ ۷ ۱۱۳


خاطره ها

هیچ وقت پاک نمیشوند

شاید کم رنگ بشوند

اما پاک نمی شوند

گوشه ای گم میشوند

گوشه ای

از ذهنت را میگیرند

ناگهان

یک روز..یک جا

وسط خنده های مستانه

تو را

به فکر فرو می برند


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۳ ۱۰ ۹ ۱۰۹

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۳ ۱۰ ۹ ۱۰۹


 بازو های تان را نمی خواهم

شانه هایتان را نمی خواهم

من خودم را دارم

شما خودتان را دارید

بگذاریم همه چیز همین طور بماند

من در خانه ای قدیمی زندگی میکنم

جایی که هیچ چیز فریاد پیروزی سر نمی دهد

و تاریخ نمی خواند

جایی که هیچ چیز گلی نمی کارد

گاهی ساعتم میافتد پایین

گاهی خورشید من به تانک آتش گرفته ای می ماند

من ارتش هایتان را

نمی خواهم

یا

بوسه تان را

یا

مرگ تان را

من خودم 

آنها را دارم

دستهایم بازو دارند

بازوهایم شانه

شانه هایم مرا

من خودم را دارم

شما زمانی مرا دارید که مرا ببینید

ولی من دوست ندارم که ببینید

چشم در سر دارم

و می توانم راه بروم

و نمی خواهم پرسشهای تان را پاسخ بدهم

نمی خواهم سرگرم تان کنم

نمی خواهم که سرگرمم کنید

یا ناخوشم کنید

یا سخنی بگویید

نمی خواهم دوست تان بدارم

نمی خواهم نجات تان بدهم

بازو هایتان را نمی خواهم

شانه هایتان را نمی خواهم

من خودم را دارم

شما خودتان را دارید

بگذاریم همه چیز همین طور بماند

چارلز بوکوفسکی


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۲ ۱۱ ۶ ۱۰۵

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۲ ۱۱ ۶ ۱۰۵


سلام 

آقا میاین بریم به درک

شهری در سیسات و بلوچستان

آقا ادب رعایت شود خخخخخ

خو یه شهر معرفی کردم مگه بده

www.afracamp.ir-darak-32


سلام

در کنار دل نوشته هام مطالب رواشناسی ویاد گیری زندگی میذارم

امیدوارم استفاده کنید

.

.

ممکنه فراموش کنید که نوجونی چه چیزهایی به ما یاد داده، اما احتمالا ویژگی “صبر کردن” رو در جرو بحث کردن های دوستانه و یا کلنجار رفتن با جوش های زشت نوجونی یاد گرفته باشیم،

درست نمی گم؟ به غیر از اون برای رسیدن به یک زندگی شاد، نیاز هست که به اندازه کافی فرد بالغی شده باشیم و اون هم تنها زمانی اتفاق می افته که یاد بگیریم در شرایط سخت چطور رفتار کنیم. شما در اوایل دهه دوم زندگی تون قرار دارید و ممکنه به نظرتون برسه که زندگی پر از سختی ها و دشواری هاست، اما در اینجا درس هایی رو براتون می گم که می تونید با یاد گرفتن اون ها و با گذر زمان اوضاع رو سر و سامون بدید و مدیریت کنید.


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۸ ۳ ۵۹

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۸ ۳ ۵۹


اصلا دوس نداشتم بمونم

ولی حرفای حنانه و ماجده 

و آرام که خیلی بامن و زهرا حرف زد تا بمونیم واقعا هم راس گفتن به حرفای بقیه نباید اهمیت داد

نمیدونم چرا دارم میمونم تکلیفم با خودم معلوم نی اما من اون درختیم که یکی با تبر داره از پا درش میاره

و فقط یه نخ باقی مونده تا بیفتم

پس یه اتفاق بد دیگه بیفته چه برای من و چه برای زهرا

دیگه از وبلاگو آدم هاش برا همیشه فاصله میگیرم

از حنانه هم ممنون که همیشه موقع رفتنم عصبی شده و اصلا باهام حرف نزده بجز 20 دقیقه که فقط تهدید بود و همونا باعث شد بمونم

ولی بعد اون نه پیامی نه پیغامی هیچی به قول خودش دست خوش داری

خوب دیگه باید مارو تحمل کنید

فعلا یاعلی


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۱۱ ۵ ۱۱۰

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۲۱ ۱۱ ۵ ۱۱۰


به آموختن چون فروتن شوی

سخن های دانندگان بشنوی

مگوی آن سخن ، کاندر آن سود نیست

کز آن آتشت بهره جز دود نیست


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۸ ۸ ۱۳۹

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۸ ۸ ۱۳۹


سلام

چقدر اتفاق داره میفته تو بیان...بانو داره از بیان میاره به خاطر توهین...منم میخواستم برم به خاطر توهین و خیلی های دیگه

...یادمه یکی بهم گفت به بهرنگ یه فرصت بدیم درست میشه همه چی ولی  داره بدترمیشه و بقیه دارن میرن...درسته شوخی خوبه خنده خوبه ولی نه زیادش نه اینکه با شوخی هر حرفیو زد...واقعا بیان داره عوض میشع این سه سال که بیان بودم اینجوری نبوده و داره روز به روز بدترمیشه

..بد نیست یه تکونی به بیان بدیم یکم اخلاق رو درست کنیم..شعار نمیدما چون بلد نیستم ولی شوخی داره بد میشه پیامبر اسلام میگه هیچ وقت با کسی شوخی نکنید شاید باعث دلخوری بشه ...شوخی خوب نیست.....و اینکه بانو نرو سر یه موضوع فرار نکن بمون و  تا نشون بدی قوی هستی

بیان داره از صمیمتش کم میشه .... داره بد میشه و کسانی دارن بدش میکنند هرچی من حس خوب به بقیه بدم ولی باز همه چی بهم میریزه

خداکنه وضع از این بدتر نشه و باز همون وضع گذشته بشه تا حاله هممون خوب بشه


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۵ ۷ ۱۶۵

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۵ ۱۵ ۷ ۱۶۵


جیگررررر من کجااااااسسسس????
.
.
.
.
.
.
.
پیداش کردم بالای کلیه هامه ،خداروشکر سر جاشه!!!!!

.

.

یک ﻧﺼﯿﺤﺖ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ ” ﻧﯿﻠﺠﺴﯿﮋﻭﮐﺴﺘﺎنی فیک”
ﺩﮐﺘﺮ “ﻧﯿﻠﺠﺴﯿﮋﻭﮐﺴﺘﺎﻧﯽﻓﯿﮏ” ﻣﯿﮕﻪ:

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﻢ ﻣﻨﻮ ﻧﻤﯿﺨﻮﻧﯽ فکر میکنی من حال دارم ﻧﺼﯿﺤﺘﺖ ﮐﻨﻢ؟!

...

عضیا انگار خدا تو صداشون کدئین تزریق کرده…
با آدم ک حرف میزنن دردت تسکین پیدا میکنه…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
باور نداری بزنگم؟!؟!؟ :|


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۴ ۱۴ ۷ ۱۵۴

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۴ ۱۴ ۷ ۱۵۴


آهنگ رو پلی کنید و بخونید تا حس و حال خوبی بهتون دست بده:)

آنقدر نوازش باد را دوس دارم که به من حس خوبی میدهد

آن وزش باد زیبا همراه نور خورشید باشی و با آغوشت را باز کنی

و یک نفربیاید و بی هوا خودش را در دلت بندازد...میدانی چه شد...عشق اضافه شد

آغوشش اضافه شد..از شدت خووشحالی وصف نشدنی نمیدانم

گریه ام برای چیست.... برروی چمن های سبز خودت را تصور کن که باد به آرامی صورتت را لمس میکند

ویک فرشته در کنارت باشد تا آن لحظه را برای تو بهترین روز زندگیت کند

ولی من روز های خوبه زندگیم را گم کرده ام....هر روز برای من بهترین لحظه است در کنار تو

و من چه میدانم بهترین خاطره ام کدام است...تو درکنار تو و روز های من در کنار تو

بهترین و خاطره ساز ترین لحظات من است

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۲ ۱۹ ۸ ۱۴۸

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۲ ۱۹ ۸ ۱۴۸


دلنشین ترین خاطره ی منی...جهانم باتو میسازد زیبایی را

از تو شعر میگویم..باتو آرام میگیرم

بامن که هستی جهنم هم برایم بهشت میشود

چشمانم را میبندم و عطر دلنشین تو باعث میشود در میان این هم آدم

پیدایت کنم

باتو خدا شادی را به من هدیه داد....نفس و جان من تو هستی

آرامشی که همه ازش میگویند تو هستی...

قلمم در راه تو قدم برمیدارد برای نوشتن نام تو سربرمیدارد...

نمیتوانم جهانم را بی تو تصور کنم...آن هم حتی یک لحظه

هواتو کردم  ... آرامم کن

صدایت که کردم  "جانم" که گفتی

مانده ام با این صد سالی که به عمرم اضافه شد

چه کنم

دریافت

نتیجه تصویری برای عکس عاشقانه رمانتیک


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۱ ۱۶ ۶ ۲۰۲

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۱ ۱۶ ۶ ۲۰۲


سلام

دیشب یه ناشناس رفت رو اعصابم منم مثل همیشه رو وبلاگم خالی کردم

ولی موندم و نمیرم

رفتم لغو حذف زدم و موندگار شدم...ولی اگه خواستم برم...بدون خبر میرم

بازم ببخشید که اذیتتون کردم


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۱ ۱۴ ۳ ۱۳۱

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۱۱ ۱۴ ۳ ۱۳۱


تو جامعه ای که همه به فکر خود هستن

و دختر بچه ای آنچنان دلموشکست که دستم به سختی پیتزارو نگه داشت

در هوای سرد دختر بچه گفت:به من پیتزا میدی گرسنمه

یک لحظه قلبم از تپیدن ایستاد...ولی پیتزا برای من نبود

ولی کاش کمکش میکردم کاش آنقدر داشتم که دست همه را میگرفتم

.

.

من عروسیم در یک چیز می بینم......این شب عروسی من هست..لبخند یک کودک عروسی من هست..شادی یک دختر بچه گرسنه عروسی من هست...نمیشه به همه کمک کرد ولی نمیشه بی تفاوت گذشت....هنوز صدای آن کودک رو میشنوم....حاضرم تمام دارایی هام رو بدم ولی فقط لبخند و شادی رو به این کودک ها بدم....هستند کودکانی که محتاج یک هزاری هستند و ما به سادگی از مقابلشون رد میشیم...خدایا به من آنچنان از برکت خود ببار که بتوانم دست همه رو بگیرم....خدایا از برکت خود آنچنان به بقیه ده که یک شب گرسنگی نکشند..خدایا ببار از برکت خود

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۰۵ ۷ ۶ ۱۴۹

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۰۵ ۷ ۶ ۱۴۹


زیاد گفته ام که دوستت دارم ... زیاد برای تو نوشته ام ولی..احساساته من به تو

آنقدر زیاد است که تمام نمیشود نوشته هایم

خسته نمیشوند انگشتانم از شرح حاله دلم و حس داشتن تورا

برق چشمانت..لبخند زیبایت

چنان آرامشی به من میدهد که من را به دیدن هر روز تو وادار میکند

سعی کرده ام اشک نریزم با نوشتن احساساتم ولی اشک من از درد نیست

اشک من از خوشحالی داشتن توست

اخساساتم باتو به اخرین حد خود میرسد

من دوستت دارم و این واژه برای من هیچ وقت تکراری نمیشود

دریافت

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۰۴ ۱۶ ۷ ۱۷۸

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۰۴ ۱۶ ۷ ۱۷۸


به این ادرس برین و کلیپ رو ببینید

http://video.varzesh3.com/video/169035/%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF

و این هم کلیپی زیبا از بازی ایران و اسپانیا

دریافت

باید بگم خوشحالم که یه ایرانی هستم

تیم اسپانیا ارزش همه ی بازیکن هاش یک میلیارد دلار هست ولی ایران قدرتممند بازی کرد

به ایرانی بودنم واقعا افتخار میکنم و واقعا خوشحالم ایرانیم نه تو فوتبال فقط تو هر زمینه ای به خودم افتخار میکنم

 ایران نشون داد میتونه جزو 5 تا تیم برتر جهان باشه

به امید پیروزی ایران و اولین صعود به دور بعد


اقای رمانتیک ۹۷-۴-۰۲ ۱ ۵ ۱۰۷

اقای رمانتیک ۹۷-۴-۰۲ ۱ ۵ ۱۰۷


سلام

دیشب واقعا عجیب بود و روز خاصی برام بود....اینجا خیلی بهم ریخته بود...یعنی همه اماده ی بازی بودن..دانشگاه هم خاطرات خودشو داره و.جو خاصه خودش تلوزیون رو بردن محوطه و من هم که در حال تماشای بازی هی بدنم میلرزید از شدت سرما ولی بعد نیمه دوم پتو رو اوردم

ولی واقعا دهنه همه ی اونا که گفتن ایران 6 تا میخوره بسته شد

یکم ایرانی باشیم و رو تیممون غیرت داشته باشیم و الکی بحث منطقی رو پیش.نکشیم

همیشه طرفدار ایران بودم و گفتم ایران نمیبازه حتی روبه رو آرژانتین که رفت فینال ولی ایران رو به زور برد

اینبار مطمئنم ایران سعود میکنه

شوت کریم انصاری فرد

گل افساید عزت الهی

اینقدر هیجان داشتم درد دنبالچم یادم رفت و محکم نشستم و درد کشیدم ولی به خاطر.هیجان بازی حس نکروم وقتی تموم شد دردم گرفت

هعی اخه چرا افساید شد هعی

اسپانیاهم که همه مثل.چی ازش میترسیدن به زور مارو برد اونم گله شانسی شانسی

به امید پیروزی ایران 

همه این هشتگ رو.پخش کنید من هم کسی بهم گفت

و هرکس.نوشت اسمه هشتگ گذار قبلیو بنویسه و اون که به من گفت

(اقای ظفری) ایرانی ها سنگ تموم بذاریم💪💪

#ما_پرتغال_رو_میبریم


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۳۱ ۱۳ ۴ ۱۴۴

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۳۱ ۱۳ ۴ ۱۴۴


آوازی نو در گوش هایم می پیچد...صدایی دلنشین را میشنوم...

باد ملایمی موهایم را تکان میدهد و تو میای با لبخند زیبایت بهترین لحظه عمرم را میسازی

من نسیم آرامشی جز تو ندیده ام

دستت را میگیرم و باهم قدم میزنیم به همه نشان میدهم که قلبم با تو یکی شده است

به همه ثابت میکنم که تو ماله من هستی......

اسمت هم مانند خودت دلنشین و زیباست....زهرایه من

عاشقانه هایم را برایت می نویسم تا بدانی قلب من جز تو کسی را ندارد

برای تو می نویسم تا بدانی بیشتر از هرکسی تورا دوست دارم...بامن بمان که بهترین

لحظات عمرم در کنار توست...

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۳۰ ۳۱ ۴ ۲۶۵

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۳۰ ۳۱ ۴ ۲۶۵


من به دنبال تو خواهم آمد...هرجا که بروی من پیش تو خواهم بود...مگر زندگی با عشق زیبا نیست

زیبایی من تو هستی....چشمانت..برق چشمان زیبایت من را به تو سمت تو میکشد

برای من یک جام است که زیباست فقط یک چشم که همه ی آرامش جهان در اوست

جام جهانی چشمانت مال من است....من بدون تو چگونه زندگی کنم

عشق برای من معنا یافته است آن هم فقط با بودن در کنار تو...مگر جهانی زیباتر از تو هم وجود دارد

من جامی بی تو و جهانی بی تو نمیخواهم

پس بمان که من با وجود تو هستم

دریافت

.....

نمیدونم چرا ولی دلم خواست راجع به این چالشه متن بنویسم

به هر حالت نوشتم...ممنون از دعوتت آرام خانوم

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۲۵ ۴۱ ۸ ۲۵۷

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۲۵ ۴۱ ۸ ۲۵۷


من چشمانم را می بندم تو قایم شو تا پیدایت کنم....دستانم را باز کردم...تو نبودی...واقعی بود یا بزی

اشک در چشمانم جمع شد..دنیایم تاریک شد...تو نبودی و من تنها بودم

نمیدانم گریه هایم برای چه بود...من حتی طاقت یک لحظه دوریت را ندارم...ببخش که بازیت را خراب کردم

ولی دنیای من بازی سرش نمیشود او تو هرلحظه تورا میخواد....آسمان را نگاه کن چگونه زیبا به ما لبخند میزند

آنچنان خندید که انگار دیوانه شده ام ..آری اگه عاشق شدن دیوانگیست من دیوانم

تنهایم مذار که بدون تو چراغ امیدم خاموش میشود

(آقای رمانتیک:)

...

ببخشید دیگه بیشتر از این نمیتونم جلو اشک هامو بگیرم تا همینجا تونستم بنویسم

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۲۰ ۲۶ ۷ ۲۲۹

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۲۰ ۲۶ ۷ ۲۲۹


من هستم و زیبایی تو.....نمیدانم چرا هرچه نویسم به تو ختم میشود..مگر هست عشقی زمینی به این زیبایی....قلبم هر لحظه با هربار تپیدن نام تورا صدا میزند....رمانتیک هستم چون قلب من احساساتی هست و با هر نوشته اشک میریزم....نه به خاطر غصه نیست

به خاطر بودن باتوست...

خواب دیدم..خندان بلند شدم به هرکس میگفتم خوابی شیرین دیده ام تصویر دیگری در ذهن داشت

ولی رویای شیرینه من تو هستی...چه چیزی با ارزش تر از بودن باتو

زیر گرمای آرام بخش آفتاب و سرسبزی زیبای درختان حس خوبی دارم

طبیعنت تنهاست و من هم تنها

طبیعت مانند خداست...ولی هروقت به آنجا میروی آرام میشوم.......میدانی میخواهم چه بگویم

توکه بامن باشی هر لحظه باتو را انگار در بهشتم

تاتو بهشت منی...نیازی به بهشت دیگر نیس

دریافت

نتیجه تصویری برای عکس رمانتیک پسرانه


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۸ ۱۵ ۷ ۱۹۵

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۸ ۱۵ ۷ ۱۹۵


سلام

خوبین...طاعات و عبادات قبول

اول به یه چیزی بگم بخندین

تو جمع خانوادگی نشسته بودیم..ومن داشتن راجب آشپزی کردن من حرف میزدن که علی یه مرد و آشپزی بلده و دختر خالم که میخواست شیرین زبون بازی در بیاره اومد گف علی از یه هنرش ده تا انگشت میباره خخخخ وای خدا مردیم از خنده

.

.

.

راستی خیلی وبلاگ نویسا شخصیت خودشونه حفظ نمیکنن ....میان حرفاییو میزنن به من که واقعا جلو خودمو میگیرم بهشون توهین نکنم

تو بعضی از وبلاگ های دیگه هم دیدم که خیلی به خودشون اجازه دادن تا هرچی میخوان به طرفشون بگن

البته فکر نکنین منظورم حوا خانومه حوا خانوم خیل خوب منو راهنمایی میکنن:)

منظورم اون هایی هست که توهین میکنن ..یکی برای اینکه دنبالش نمیکنی نظر نمیذاری براش

بعضی مواقع اومدن نظر دادن به من نوشته...ده بیا دنبال کن دیگه

نمیدونم مسابقس زورکیه چیه..خوهرکس بخواد دنبالت میکنه مگه زوره

خدایی یه ذره ر اخلاقمون کار کنیم...تو این دوره زمونه هم  همه حرفاخودشون رو صحیح میدونن و حفه هیچ کس رو قبول نمیکنن

کلن همه یه مرجع تقلیدن برا خودشون البته بعضیا :))))

اخیش حرفه دلمو زدم اروم شدم:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۷ ۱۴ ۴ ۱۱۳

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۷ ۱۴ ۴ ۱۱۳


من دیوانه ام...دیوانه آن چشمان زیبایت......من در باران قدم میزنم تا تورا بجویم..امروز باران با دل من ست کرد

خوشحالم که تورا دارم..هرچه قلم به دست میگیرم نام تو...حس بودن در کنار تو مانع از آن میشود تا من جز عاشقی چیز دیگری نویسم

گریه ی من از تلخی روزگار نیست...گریه ی من از رنج نیست

اشک های من با یاده تو سرازیر میشوند....گریه میکنم چون تورا دارم...چون دستانم جز تو کسی را نمیشناسد

اگر بدانی که چشمانم غرق در اشک است...چه کنم دوستت دارم

در باران قدم میزنم

تا بهانه ای شود برای گریه های من تا کسی اشک من را نبیند

تمام احساساتم تورا فریاد میزنند

من دوستت دارم

دریافت

(آقای رمانتیک)

عکس عاشقانه,عکس عاشقانه پسرانه


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۵ ۲۷ ۷ ۲۴۴

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۵ ۲۷ ۷ ۲۴۴


خدایه من واقعا مهربانست

میگوین شب ها که از خواب میپری و می بینی شب هست خدا تورو از خواب بیدار کرده تا با او سخن بگویی

ولی ما باز میخوابیم و خدایه خود رو تنها میگذاریم...برای نماز نخواندنه مان بهانه ها میاریم ...میگن فایده ای نداره....اگه نماز خوندن نبود هیچ وقت به سراغ خدایت نمیرفتی..هیچ وقت نمیرفتی تا با اوم سخن بگویی.....ما انسان ها در مواقع مشکلات خدارو حس میکنیم

این یه حقیقته....به خودومن بیایم...باز خدا فرصتی بهمون داده تا ببخشمون...

از این فرصت درست استفاده کنین...زمانه مرگه هیچ کس معلوم نیست پس جوری زندگی کن که انگار فردا اخرین روزته

اگه مردم جهان باور داشتن میمردن دنیا بهشت میشد

یادتون نره برامون دعا کنید

:)التماس دعا

نمیدونم چرا دل نوشته ای تو ذهنم نیومد..میترسم از دل نوشته های عاشقونم زده شین:)برای همین سعی میکنم کم بنویسم

تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۴ ۱۴ ۵ ۱۰۷

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۴ ۱۴ ۵ ۱۰۷


سلام

باز هم داغون تر از قبل شدم

دنبالچم چند هفتس درد گرفته و اصلا نمیتونم روش بشینم

برا همین مجبورم بمونم خونه😭😭

لطفا تو این شبا منو یادتون نره و دعاکنین برامون


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۳ ۱۹ ۴ ۱۱۵

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۳ ۱۹ ۴ ۱۱۵


به آفتاب نگاه میکنم..گاهی لذت بخش است و گاهی از دیدن آن فرار میکنیم

نه خیلی گرم باش و نه خیلی سرد

مرطوب باش مانند بغل مادر...مانند دست پدر

چه واژه ی دلنشینیست عشق...باهم ..دست در دستانه هم راه میرویم...چه لحظه ی خوبی چه حسه خوبی

زندگی همین است ساده اش بگیر تا خوشبخت ترین فرد در دنیا شوی....شادی کنار توست به عینک نیازی نیست

فقط حسش کن ..حسش که کنی خوشبختی همیشه همراهت خواهد بود

خوشبختی گاه در لبخند مادر است و گاه در دستان پدر

می بینی چقدر خوشبختی ساده است .... پس به جای از دست آن .... درست سپری کن زمانت را

......

بیا دستت را به من ده که تو حقیقته رویایه منی

دریافت


تصویر مرتبط


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۶ ۵ ۱۲۷

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۶ ۵ ۱۲۷


من در تو غرق شده ام...باتوکه هستم خودم را از یاد میبرم..خنده های تو...نجوای شیرین تو اشک را در چشمانم جمع میکند...من باتو آرام میشوم بانویه من..عشق زمینیه من....در وجوده من تنهایی نیست در وجوده من تو هستی

تا تو هستی تنهایی چه معنایی داد..تا در کنار توام غم سراغم نمی آید....زمانی که دستت در دتسانم باشد..زمانی که تو درکنارم باشی..با بزرگ ترین مشکلات رو به رو خواهم شد...من یک تیکه گاه امن دارم ..یک تکیه گاهی که هیچ وقت شکسته نمیشود..

باتو میتوانم با آرامش پرواز کنم..

تو همان فردایی هستی که منتظرش بودم..همانکه نور امید من بود و به من انگیزه میداد

دستت را به من ده...دستت را به من ده تا آرامشی جویم برای ادامه زندگیم

تورا دوست دارم...تو همان معنی خوشبختی هستی

که فقط باتو معنا میشود

(آقای رمانتیک)

دریافت

نتیجه تصویری برای عکس رویایی عاشقانه


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۸ ۵ ۱۲۵

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۲ ۸ ۵ ۱۲۵


چشمانم را باز که کردم خودم را کنارت دیدم...خواب بود..کنارت دراز کشیدم و نگاه صورتت کردم...لبخندی زدی و غصه های من ریخت

لبخندی از شوق خنده های تو بر لبانم آمد ...دستت را گرفتم و توهم دستم را محکم گرفتی...نمیدانم چه در خوابت میدیدی ولی آنچه در واقعیت برای من اتفاق افتاد شیرین ترین لحظه ی زندگیه من بود...تو رویا ببینو من خنده های تورا

نمیدانی چه لذت بخش است دیدن تو و بودن باتو....بخواب و لبخند بزن که جهانه من پر از نشاط و خوشبختی شده است...دنیای شیرینم را مدیون توام...

با دستانم صورتش را لمس کردم ..لخندش شیرین تر شد و چشمانش را باز کرد و مرا دید که کنارش دراز کشیده ام

دستم را گرفت و برروی صورتش گذاشت و گف دوستت دارم

آن لحظه حسی بسیار عالی داشتم ..دوستت دارم دلیل خوشبختیه من:)

(آقای رمانتیک:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۰ ۲۰ ۶ ۲۳۵

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۱۰ ۲۰ ۶ ۲۳۵


چقدر خوب شد اومدم خونه..دقیقا ساعت دو صبح رسیدیم اندیمشک...بعد تاکسی هایی بهمون گیر میدادن بیا سوار شو میگفتیم اقا میان دنبالمون..بعد یکی دیگه وارد میشد میگف کجا میرین..گفتیم میان دنبالمون گفت میرین دزفول ...با عصبانیت گفتیم اقا میان دنبالمون..بعد از پشت سرش یکی دیگه اومد گف دزفول میرین

گفتم وای خدا دیگه تریجح دادم هیچی نگم و فقط بریم تا ماشین بیاد دنبالمون...بعد باهوای گرم دزفول روبه رو شدیم ...

و وقتی رسیدیم خونه خواهرم باصدا بلند گف کیه...گفتم منم اجیی بعد رف درو باز کرد

گف خدا خفت نکنه چرا نگفتی امروز میاین بعد دیگه اومدن بغلم کردن ..مامانم بغلم کرد گف اخیشش

چقدر دلم برا مامانم تنگ شده بود

داداش بزرگم که نذاشت بقیه بغلش کنن ولی به جاش اومدن منو بغل کردن خخخ

الان هم در اغوش خانواده هستم و با حال و هوای بهتری دل نوشته می نویسم:)


اقای رمانتیک ۹۷-۳-۰۹ ۱۹ ۵ ۱۵۹

اقای رمانتیک ۹۷-۳-۰۹ ۱۹ ۵ ۱۵۹


۱ ۲ ۳ ... ۲۹ ۳۰ ۳۱

می نویسم..آنقدر می نویسم و از تو میگویم
که تمام جهان بدانند تورا دوست دارم
....
.
.

نویسندگان